#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_212
- نه آقای متین! من مشکل خاصی ندارم .با یه دست هم به کارم می رسم .کارها در نبود من با مشکل مواجه می شه
- بهر حال ازت میخوام که هر وقت مشکلی داشتی اصلا به شرکت و کار فکر نکنی
و با خنده اضافه کرد:
- نترس از حقوقت کم نمی کنم!
لبخندی زدم و سرم را تکان دادم که ناگهان بیاد آقا حیدر افتادم
- راستی آقای متین! آقا حیدر.........
با شنیدن صدای زنگ تلفن روی میزش، جمله ام را نیمه تمام رها کردم ولی او همچنان منتظر بود
romangram.com | @romangram_com