#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_210
فاتحانه خندیدم و گفتم:
- مشکل خاصی نیست؛ یه یادگاری کوچولو از سفر شماله!
با نگرانی نگاهی به دست بانداژ شده ام انداخت:
- شکسته؟!
- نه، یه بریدگی عمیقه که چندتا بخیه خورده
- چطور این اتفاق افتاد؟
از یاد آوری خاطرات آن روز ، خنده ام گرفت .
romangram.com | @romangram_com