#چشمانت_آرزوست_پارت_193
میدونستم دلت نمیاد تنها بفرستیم،فدای قلب مهربونت بشم پسر
+نه مشکلی نیستش
چند دقیقه صبر کردم تاباموتورش اومد اسم هتلو بهش گفتمو آروم بغلش کردم
_میشه از من نگیری؟
آروم یه چی زمزمه کردم اما بلند پرسیدم چرا
_باعث میشی اذیت میشم
دیگه صبرم تموم شدو اشکام ریخت
+آخه تند میری. سرعتشو کم کرد
_آروم میرم ولی از من نگیر
+باشه،میشه نریم هتل
_نخیر اگه تو برات مهم نیست،برای من مهمه که تو الان متاهلی آرش توروازم گرفت ولی این دلیل نمیشه منم همین کاروباهاش بکنم
+اما سامیار
_هیش،دیگه رسیدیم برو
romangram.com | @romangram_com