#چشمانت_آرزوست_پارت_173
_جونت بی بلاا خانوووم
این قندای آب شده تو دلمو چیکار کنم
+نخیر. رفتم سمت مانتوم که سریع تر ازمن برش داشت گرفت جلوش
_ای بابا چقدر بگم،بازم این مانتو کوتاهه که،چند بار باس تذکر بدم
+منم چندباربایدبگم به توربطی نداره
_چندبار باید بگم همه چیه شما به من مربوطه
یه پشت چشم نازک کردمو نشستم رومبل خوبه نمیخواستم بمونم یه خنده آروم کرد
_فدات بشم،شام چی میخوری سفارش بدم غذا که بلد نیستی درست کنی
+کی گفته الان یه چیزی درست میکنم
_به خدا معدم تازه خوب شده عشقم دوباره داغون میشه کارم لنگ میشه
+واقعاکه لیاقت نداری جوجه میخورم
رومو با حرص برگشتوندم یهو از پشت سرشو اوردو گونمو بوسید با اخم خودمو کشیدم عقبو گفتم:حالا که موندم سو استفاده نکن
_اونم چشم،فعلا که دور دور توعه نوبت منم میشه. گوشیشو برداشت غذا سفارش داد حالا به مامان چی بگم نمیدونم تو آشپزخونه چیکار میکنه که منو الاف کرده بعد پنج دقیقه با هله هوله برگشت اول از همه ظرف چیپسو گرفتم
romangram.com | @romangram_com