#چادر_گلی_پارت_124
- مگه چى شده دكتر؟
- تا مطمئن نشم نمي تونم چيزى بگم ولى چيز بدى نيست نگران نباشيد!
با همون حالت استرسی که حالا ده برابر شده بود، به سمت آزمایشگاه رفتیم.
ـ شهرام دیدی بهت گفتم من خوب نمی شم؟
ـ ماهرخ، دکتر گفت چیز بدی نیست، چرا اینجوری می کنی با خودت؟
ـ نه شهرام، مطمئنم.
با حالت زار، نشستم و آستین مانتوام رو کشیدم بالا.
صدای پرستار که گفت: خانم لطفا اون سمت رو نگاه کنید و سوزش دستم، نشون از یه آزمایش تلخ می داد.
چهل دقیقه با کلافگی قدم زدم تا جواب آماده شد. شهرام به سرعت دستم رو گرفت و باهم به طرف اتاق دکتر رفتیم.
جواب رو بهش دادم. چندثانیه مکث کرد و عینک اش رو بالای سرش گذاشت و نفس عمیقی کشید و فوت کرد بیرون:
ـ عجیبه!
ـ چی عجیبه دکتر؟ خانم من مورد جدیدی دارن؟
ـ نه جناب شمس!
ـ پس چی عجیبه؟
ـ همسر شما علاوه بر اینکه مورد جدیدی ندارن،همون مورد قبل رو هم ندارن!
شهرام که چشمام چهارتا شده بود گفت:
ـ یعنی چی دکتر؟
اما سوال شهرام بی جواب موند. دکتر رو کرد به من و ادامه داد:
romangram.com | @romangram_com