#بوی_نا_پارت_233


-اره ناخلف ! پونصد هزار تومن برام خرج برداشت !ابروریزي هاي تو رو من باید ماست مالی کنم؟!

-پونصد ازت گرفت؟

-یه میلون می خواست ! چونه زدم به پونصد راضی شد!

-چرا بهش دادي؟

-عکس ت دستش بود ! داشت رسوایی باز می اومد!

-از منم پونصد گرفت نامرد!

-با مدرك بهش پول دادي؟!

-نه نقدي دادم اما عکس رو بهم داد و قسم خورد همون یکی رو گرفته!

-دروغ می گفت بی شرف!

-اخ اخ اخ ! اگه کاري باهاش بکنه چی ؟!

-نترس رو سیاه ! کاري کردم که جرات اینکارا رو دیگه نداشته باشه !ابروت رو خریدم !حالا هی به من بد و بیراه بگو!

-چیکار کردي؟!

-پول نقد بهش ندادم.چک دادم و توش نوشتم بابت خرید یک عکس!

-چطور قبول کرد؟!

-تهدیدش کردم که ازش بخاطر حق السکوت و اخاذي شکایت می کنم ! یه خورده ام یه جورایی ترسوندمش ! پسر حاج جواد به تو چی گفت ؟!

-اونم خیالت راحت باشه ! از دور دیده بودت!منم براش قسم خوردم که همون موقع دوتایی با هم رفته بودیم قم براي معامله!

-عجب ادمایی فضولی پیدا می شن!

-واقعا ! ادم نباید به هیچ کس اعتماد کنه ! حالا این صحبت رو تموم کن!

-تو اول شروع کردي دیگه!

romangram.com | @romangram_com