#بوی_نا_پارت_228
«حاج حسن گفت«
-خسته نباشین!
-ممنون حاج اقا!
-عزیزم چرا شروع نمی کنین؟
-والا چی بگم حاج اقا!
-چی شده؟!
-اخه مجلس یه جوریه!
-چه جوریه؟
-والا ادمایی که اومدن یعنی همه سن و سال بالان!جوون توشون کمه و اون چندتام رفتن بالاي مجلس بغل پدر و مادراشون نشستن و خلاصه یه جورایی ن!متوجه می شین چی می گم حاج اقا؟!راستش ما موندیم چی کار کنیم!
-راست می گی.حقیقتش جوونا قراره با عروس و داماد بیان!
-پس ما فعلا چی کار کنیم؟
«حاج حسن یه فکري کرد و گفت«
-کی بردت صدا فولوتم داره؟
-بعله حاج اقا!فلوت.قره نی.ساکسیفون!همه چی!
-نه همون فولوت خوبه!یه اهنگ اروم سوزناك رو شروع کن زدن.بعد اروم اروم وقتی عادت کردن تندش کن و بعدش گیتار شروع کنه و بعدش تومبا و جاز تک وتوك بزنن و یواش یواش همچین که دوباره همه عادت کردن دیگه هرچی خواستن بزنن!ادما وقتی یه چیزي یا یه خبري رو یه مرتبه می بینن یا می شنون جا می خورن!اروم اروم و ذره ذره همه چی رو می شه بخورد مردم داد!برو جوون ببینم چی کار می کنی!
«پسره با چشماي گشاد شده از تعجب بهیه چشمی گفت و یه خرده بعد صداي سوزناك فلوت بلند شد!یارو همچین می زد که انگار مارش عزا رو می زنه!یه خرده که گذشت تند ترش کرد و یه خرده بعد تندتر و بعدش گیتار شروع کرد به یکی در میئن دلنگ دلنگ کردن و بعدش اونم کارش رو شروع کرد!جازم اول دوتا دالامب دولومب کرد ویه خرده بیشتر و بعد یه خرده بیشتر و اونم شروع کرد به زدن که ساکسیفون اومد تو دور و بعدش گیتار باس و خلاصه 20 دقیقه بعد موزیک کامل شد!
حاج عباس و حاج حسنم که خیالشون راحت شد ه بود مهمونا رو یکی یکی تحویل می گرفتن و میفرستادن تو وسطش حرف می زدن«!
-می گم خواننده هه چقدر گرفت بیاد!
-یه میلیون!
romangram.com | @romangram_com