#بوی_نا_پارت_151


-آخه سرپایی که نمیشه از کسی تعریف کرد!

-می رم آ!

-باشه!باشه!تعریف می کنم!

-تعریف کن!

-به به!چه دختري!به ماه رفته به پري،به طایفه ي مادري!

-از این تعریفا نمی خوام !اینا تعریف کشکیه!

س از کدوم تعریفا می خواي؟!

-از اونا که دیشب پاي تلفن کردي!

-خیلی بهت خوش گذشته ؟!

-میرما !یالا!

-بابا اخه اینطوري که تو مثل شمر بالا سرم واستادي و هی تهدیدم می کنی که طبع تعریفم گل نمی کنه!تازه تا ادم می اد گل کنه و هی بابات می اد وشوییچ می خواد وخودکار می خواد و طبع منو خشک می کنه!حداقل بشین تا بابات نیومده ازت تعریف کنم!

«نگین خندید ونشست وگفت«

-خب یالا!

-بابا یه دقیقه صبر کن من حس بگیرم!

-یالا الان بابام می رسه!

-ا...به من چه که بابات می رسه!مگه حس تو جیب منه که هر وقت خواستی درش بیارم ؟!یه دقیقه صبر کن!

-خب الان یا بابام می اد یا مامانم!

-بابا هول نکن!

-زود باش!

romangram.com | @romangram_com