#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_537






همراه و همسايه، نزديك تر از پيرهن





نفسش گردنمو نوازش مي داد و دلم چنگ مي شد.





باور كنم يا نه هرم نفس هاتو





دستش از رو شكمم برداشته شده، انگشتاش به پيچ و تاب انگشتام در اومد.





ايثار تن سوز نجيب دستاتو





سرمو به بازوش فشرده باز كشيدم اون عطر رو تو وجودم.

romangram.com | @romangram_com