#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_426


- نكنه مي خواي مثل اين خاله خان باجيا يه ور بشيني و خانومانه واسم رو بگيري؟

- نه به اين شوري، ولي تو هم بي نمكش نكن.

- چشم خانوم.

با سايه از جلو دو تا غول تشن گذشتم و آب دهن قورت دادم و سقف دهنو به خشكي رسونده وارد اون همه رقص نور آبي صورتي و صداي كر كننده ی موزيك شده و تو گوش سايه داده زده و گفتم:

- اين جا ديگه كدوم گورستونيه؟

- خاك تو سر، نخوردي نون گندم ديدي كه دست مردم! اين همه فيلم ديدي آبرومونو نبري تو.

نيشمو واسش تا ته باز كردم، روي يكي از اين كاناپه هاي رو به روي هم نشسته و گفتم:

- باحاله.

- باحال تر هم ميشه وقتي چهار تا از اين هلو بپر تو گلوئا بيان جلو واسمون جنتلمني ول بدن و يه پيشنهاد رقص هم تنگش ببندن.

- چند بار اومدي؟

- دومين بارمه. لامصب دفعه پيش خر مگس با خودم آورده بودم نمي ذاشت تو جام جم بخورم! چپ و راست هم واسم چشم غره مي رفت.

- احيانا با بابا مهدي نيومده بودي؟

- يه چي تو همين مايه ها. چه خبر از مهسا و شادمهر؟

- ندارم خبر، فردا يه زنگ مي زنم.

با سفارشاي سايه نگامو دور تا دور دوختم. به رقص دخترا و پسرا با اون سبك عجق وجق خيره شدم و گفتم:

- الكل ملكل كه نمي بندي به خيكمون؟

واسم اخم اومده، گفت:

- بچه اي؟ اينا خودشونم حاليشونه كه دو تا خانوم متشخص مثل من و تو كه تنهايي ميايم اين جا گذري ميايم و اهل اين كثافت كاريا نيستيم.

romangram.com | @romangram_com