#بلو_پارت_203
-چی؟!!
رضا_میتونی بیای بیرون؟
-لباس ندارم که!
ارسلان-واای وااای...
«رضا با عصبانیت گفت»: ارسلان خفه شو.
ارسلان-لباس نداره؟ یعنی چی؟ بابا سکته می کنه.
«شمرده شمرده گفت»:
رضا-ارسلان یا ساکت شو یا بذار بفهمیم کجاست، پگاه به گوشیت نگاه کن صفحه گوشیتو از بالا به پایین بکش.
«گوشیو دوتایی می دیدم کاری که رضا گفتو انجام دادم و ذهنم خیلی سریع نت خطمو روشن کرد و رضا گفت»:
-پگاه نترس من میام دنبالت باشه؟
-گوشم سوت می زنه... دلم درد می کنه.
رضا_ میام میبرمت دکتر فقط حواستو جمع کن تا من بتونم پیدات کنم؛ برو تو تلگرامت... عکس یه موشک داره یادت میاد بچه بودی برات موشک درست می کردم... دکمه وسط گوشیُ بزن برو تو اون برنامه ای که عکس موشک داره.
ارسلان- باید زنگ بزنیم پلیس.
romangram.com | @romangram_com