#بیراهه_ای_در_آفتاب_پارت_208
نسرين گفت :
- چه انتظاري داشتي داداش ، انتظار داشتي فرياد بكشه مردم رو دور خودش جمع كنه و بگه كسي كه دوسش داشته بالاخره همسرش طلاق گرفته و پيش اون برگشته !؟ حالش رو تو اون لحظه كاملاً درك مي كنم . از همون روزاي اول كه بهت زنگ زده بود و بعد با هم اين طرف واون طرف ميرفتين و تو گوش هم زمزمه عشق ميكردين ، پشيمون شده بود . اون دلش رو به زور از قلاب دلت رها كرد تا باعث بدبختي يه زن شكست خورده مثل مهين نشه . تا حدودي هم موفق شده بود . شايدم به اين خاطر تصميم به خارج رفتن گرفته كه اميد خودش و تو رو قطع كنه . حالا كه دوباره سر راش سبز شدي ، براش غير قابل تصوره . بايد بهش حق بدي دچار اضطراب شه .
- تو از كجا ميدوني ؟
- من دو سه مرتبه شيرين رو از نزديك ديدم و چند بارم تلفني با هم حرف زديم . مي گفت اولين كسي بودي كه قلب ظريف و حساسش برات تپيد و عاشقت شد اما با ازدواج تو و مهين همه چيز رو از دست رفته مي ديد . تلفناي مكررش كه خودش بارها اعتراف كرده اشتباه بوده ، باعث شد بي اختيار شين و با هم قرار بذارين . هرگز تصورشم نمي كرد يه روز از مهين جدا شي . حالا بايد به هم فرصت بدين . اون روزا اميدي به ازدواج نداشتين اما حالا اوضاع عوض شده . شيرين تو بد وضعيتي گير كرده خودشو باعث و باني اين جدايي ميدونه كه در واقع همينم هس . نامه شيرين باعث شد مهين به خاطر تو و شايدم به خاطر اون دست از زندگيش بكشه .
نسرين مثل يك فيلسوف موضوع را تجزيه و تحليل مي كرد . حرف هايش حقيقت داشت . پرسيدم :
- به نظر تو شيرين منو يادش رفته بود ؟
- نه ، هيچ وقت از خاطرش دور نميشي ، همين طور كه توئم نميتوني فراموشش كني . توقع جووناي تازه بالغ رو از هم نداشته باشين . اگه از من مي شنوي ، يه كمي ازش فاصله بگير . اگه دوستت داشته باشه ، اگه اونچه گفته حقيقت داره ، حتماً بروز ميده . ما دخترا خودمونو بهتر مي شناسيم .
- آخه اون بود كه يه سال و نيم پيش وارد زندگيم شد . اون بود كه احساساتم رو تحريك كرد و برام از عشق و دوست داشتن حرف زد و اشعار عاشقونه خوند . خودش گفت يه روزي مشكلمون حل ميشه .
romangram.com | @romangram_com