#بی_هوا_دلسپردم_پارت_385
آرسام يه چشم غره به آيلين رفت و به آرسين گفت:سلام پسرم خوبي بابايي
_سلام وروجکاي مامان
آيلين دوييدرفت سمت آرسام و چسبيدبهش و گفت:فقط ببعي منه
آرسام اخمي کرد و گفت:توبه کي رفتي انقدبيشعوري!
_عه آرسام اين چه حرفيه پيش بچه ميزني
آرسام:آخه ببين چقدبي ادبه!بيشتراخلاقاشم که شبيه توعه
روهام و ترساازدعواي آيلين و آرسام فقط مي خنديدن
_خب بسه ديگه بلندشين بريم
آرسين:هورااااشهربازي
آيلين باجيغ گفت:مامان
_چته دخترچراجيغ ميزني
آيلين:آرسين ديشب موهام و کشيد
آرسام:آفرين پسرم خوب کاري کردي
_اي خدامن دوتابچه ندارم که!سه تابچه دارم!
بلاخره ازشون خداحافظي کرديم و رفتيم سوارماشين شديم
آرسين:پيش به سوي شهربازي
romangram.com | @romangram_com