#بی_هوا_دلسپردم_پارت_309
+آي آرسام توروخدابزارم زمين دارم بالاميارم
+آرسام باتوام اه بزارم زمين
آرسام گذاشتتم روکاناپه خيمه زد روم و زل زدتوچشام گفت:مرسي عشقم عاشقتم
و بعدبوسه ي عاشقونه اي به لبام زد..
رفتم تواتاقمم تاحاضرشم ناهاربريم بيرون خيليم گشنم بود
يه مانتوبلندمشکي جلوباز باشال کالباسي و شلوارجذب کالباسي پوشيدم
آرايش کردم گوشي و کيفم و گرفتم رفتم پايين
آرسام يه نگاه به سرتاپام کرد و گفت:چراهميشه يه تيپي ميزني که من ازش متنفرم!!
+گيرنده ديگه
آرسام توپيدبهم و گفت:ميخواي بذارم بقيه ازت لذت ببرن؟؟
+واي چه لذتي آخه يه ناهارخواستي بديا
داشتم ميرفتم تواتاقم که گفت:خب قهرنکن ولي ازپيش من جم نخورفهميدي؟هرچي خواستي هرکارداشتي به خودم ميگي
يه پوفي کشيدم و گفتم:اوکي
آرسام:بريم
سوارماشين آرسام شديم و حرکت کرديم سمت رستوران
بعدازچنددقيقه رسيديم
romangram.com | @romangram_com