#بی_هوا_دلسپردم_پارت_287


سلام کردم و نشستم که جزباباکسي جواب نداد

احساس ميکنم ضايه شدم/:

بابا:خوب خوابيدي دخترم؟

+بله باباجون بابت ديشب ناراحت شدين؟

بابا:نه خوب کاري کردي الحق که دختر خودمي

+فداتم(:

بابا:خب زودبخورديرت نشه

+چشم

مامان:پدرکه گوش دخترشوبرااين بي آبرويي نکشه ديگه چه انتظاري ميشه داشت!

+مگه من بچم خودم عقل دارم لازم ندارم کسي گوشموبکشه

مامان:عاقل بودنت دادميزنه

+اه بسه ديگه مامان خوبه پسرپادشاه نبوداينطوري ميکني

بااعصاب خراب ازخونه زدم بيرون ماشين و گرفتم و حرکت کردم سمت دانشگاه

آرسام ومتلکاشو چيکارکنم...

رسيدم دانشگاه

الان ترساو پرياهم مطمعنن ازم دلخوربودن برارفتارديروزم

romangram.com | @romangram_com