#بی_هوا_دلسپردم_پارت_201
+ چشم شماهم همينطور
مامان:خيلي خب کاري نداري
+نه ننه
مامان:جزه جيگربزني خدافظ
ازخنده غشيدم
گوشيوقطع کردم و رفتم سمت بچه ها
آتنا
ازماشين پياده شديم تابريم توويلا ولي رهاهنوزخواب بودازترساوبهارخواستم برن خودم بيدارش کنم
اونام قبول کردن چقدنازه اين دختروقتيم ميخوابه نازترومظلوم ترميشه چي ميشد
زنداداشم ميشد
منم باهمچين زنداداش خوجگلي پزميدادم
البته آرسام انقدمغروره که به دخترانگانميکنه ولي رهاخيلي خوبه ازهمه لحاظ
بلاخره بيدارش کردم و باهم رفتيم توويلابعدازتعويض لباس رفتيم لب ساحل تموم حواسم پيش آرسام و رهابود
تانشستيم رهاگوشيش زنگ خورد و ازمون دورشد
بعدچنددقيقه هم اومدپيشمون
.....
romangram.com | @romangram_com