#بی_هوا_دلسپردم_پارت_195
صبح باصداي مامان ازخواب بيدارشدم
مامان:بيدارشو رها ديرشدبلندشووحاضرشو دختر
سريع ازجام بلندشدم و بدورفتم تودسشويي صورتموشستم و اومدم بيرون
رفتم تواتاقم يه تيپ ساده زدم آرايش کمي کردم وسايلموگرفتم ورفتم پايين
مامان:رهاجان دخترم مراقب خودت باش
+چشم
صداي اف اف اومد
مامان :نسيمه رها
ازجام بلندشدم و ساکموگرفتم رفتم سمت دربامامان خدافظي کردم و بهش گفتم ازطرف من ازباباو روهامم خدافظي کنه
رفتم سوارماشين نسيم شدم ماشين پسراجدابودماشين دخترام جدا
+سلام آجيا
همه جوابمودادن و بلاخره حرکت کرديم سمت شمال
ترسا:خب چه خبرروهام چطوره
+عجبا چايي نخورده پسرخاله شده آقا روهام نه روهام فهميدي ايش
ترسا:خببب حالا انگارچه آش دهن سوزي باشه
+خيليم دلت بخوادداداشم به اين خوشگلي،خوشتيپي،جيگري
romangram.com | @romangram_com