#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_573

صدای آسمان

- تخم مرغ آبپز می خوری عزیزم ؟ چای ؟

صدای بهرام

- نه متشکرم

- می دونی احساس میکنم ، از هیجان دارم می ترکم

- نه خانم من ، من تو رو سالم نیاز دارم

- می دونی اینجا واقعا برای من خاطره انگیزه

- واقعا اینجا رو ترک کردن سخته

داشت دیر می شه و هنوز آندو ادامه می دادن ، همه منتظر بودند ، آنها راه بیفتند ، سوزن چیان عصبی گفت :

- چرا راه نمی افتن ؟

مهرداد عصبی پرسید :

- پس ساتیار ؟

صدای بهرام

- می دونی من عاشق چی اینجا شدم

romangram.com | @romangram_com