#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_359

این نامه ضامن معرفی آقای جونز است ، یکی از هنر شناسان ما

ایشون در حال دیدار از موزهای بزرگ دنیا هستند ، بخصوص مشتاق هستند از مجموعه بینظیر شما دیدن کنند ، چنانچه شما همکاری کنید ، سپاسگزار می شویم ))

پائین نامه امضا داشت ، مدیر موزه به منشی نگاه کرد

- او را به داخل راهنمایی کنید

او وارد شد ، مدیر موزه او را مرد قد کوتاه ولی خوش تیپی دید که ، روی صورتش لکه بزرگ قهوه ای رنگی داشت او با صدای شاد به آقای مدیر گفت :

- من خیلی مشتاق این بازدید هستم

- شما سلیقه ی عالی دارین که اینجا را انتخاب کردید ، بفرماید

آنها راه افتادند ، با آرامش به جلو می رفتند ، از تابلوی نقاشان قدیمی دیدن کردند ، تا اینکه به نقاشان معاصر رسیدند ، آندو و در مورد ، سکبها رنگ و نقش ها با یکدیگر صحبت می کردند ، مدیر برای نشان دادن ، نبوغ هند به کارشناس مهمان او را به اتاق نقاش معروف هندی برد ، ان مرد با خوشحالی رو به مرد کرد ،

- آقای مدیر بگذارید اینجا بایستم و تماشا کنم ، این شگفت انگیز ست

مدیر با غرور به او نگاه می کرد ، کارشناس با هیجان و آرام در طول سالن قدم بر می داشت ، از برابر تابلوهای استثنایی و بی نظیر عبور می کرد ، بلند با خود حرف می زد

- شگفت انگیز ... خارقالعاده

وقتی از جلوی تابلوی غروب پائیز می گذشت گفت :

- یک کپی زیبا

راه افتاد ، مدیر موزه با چشمان از حدقه بیرون آمده از او پرسید

romangram.com | @romangram_com