#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_320
- ما هنوز نتونستیم این پرونده ها رو تموم کنیم ، در کشورهای اطراف هم همین اتفاقات افتاده
تیموریان چشم از لپ تاپ گرفت و با جدیت از او پرسید :
- فکر می کنی به هم مربوطن ؟
- بنظر نمیاد بی ربط باشن
- منم همین فکر رو می کنم
در همین موقعه درب باز شد ، و کارآگاه سراب با صورتی سرخ از گرما وارد شد ، کنار آنها نشست ، با کاغذی تلاش کرد خودش را خنک کند ، نفس بلندی کشید
- دیوانه شدم از این گرما
و باز خودش را باد زد و ادامه داد
- می دونستین آسمان زادمهر به دبی رفته بود ؟
آندو متعجب به او نگاه کردند ، تیموریان با چشمانی تنگ شده از او پرسید :
- در موقعه سرقت جواهرات او دبی بوده
- بله و یک هفته بعد برگشته
- توی فرودگاه چیزی ازش گرفتن ؟
romangram.com | @romangram_com