#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_277

به بالا نگاه کرد به برج ، آسمان رد نگاه او را دنبال کرد ، ناگهان احساس ترس همه وجودش را گرفت ، با همان حس پرسید :

از اون بالا ؟!

بهرام بطرف او چرخید ، تمام صورتش پر از ماجراجوی بود

بله

آسمان ناگهان فریاد کشید

از اون بالا غیر ممکنه

بهرام متعجب از فریاد او پرسید :

چرا غیر ممکنه ؟

آسمان باز فریاد کشید

من نمیام

بهرام نگاهی به اطراف کرد ، خنده اش گرفت :

چرا فریاد می کشی ؟

آسمان تلاش کرد ، صدایش را پائین بیاورد ، با صدای پر از استرس گفت :

دست خودم نیس ، ولی من نمیام

romangram.com | @romangram_com