#به_من_بگو_جذاب_پارت_294


بعد دفترچه اش رو ورق زد و گفت:

″ادامه بدین خانوم کورانادا.″

″تمام دوست دخترهای سابق تد مخصوصا بعد از اتفاقی که توی مهمونی ناهار امروز رخ داد.″

تد یه توضیح خلاصه در مورد اتفاق ظهر داد، بعلاوه ی نظرش در مورد آدم های ترسویی که به جای اینکه خیلی واضح رابطشونو اعلام کنن سعی می کنن پنهانش کنن.

کلانتر ورق دیگه ای زد و گفت:

″کس دیگه ای هم هست؟″

″وقتی یکی از توپهای تد رو توی زمین له کردم تا نذارم بازی در مقابل اِسپِنسِر اِسکیپجَک رو ببره اِسکیت کوپِر منو دید. باید می دیدین چطور نگام می کرد.″

تد با نفرت گفت:

″باید نگاه منو به خودت می دیدی!!!″

مگ با گوشه ی ناخنش ور رفت.

کلانتر دکمه ی خودکارش رو فشار داد:

″دیگه؟″

مگ وانمود کرد داره از پنجره بیرونو نگاه می کنه:

″فرانچسکا بودین.″

romangram.com | @romangram_com