#به_من_بگو_جذاب_پارت_215
اِما ندیده گرفتش:
"...به همین دلیل نسبت به شرایط تو بی تفاوت نیستم. خوب می دونم مورد توجه مردی قرار گرفتن که ازش خوشت نمیاد چطوره هرچند دوکِ بِدینگتون خیلی از آقای اسکیپجک نفرت انگیزتر بود. البته سرنوشت اقتصادی این شهر توی دستهای خواستگار ناخوشایند من نبود. اما من سعی نکردم از تد برای دلسرد کردنش استفاده کنم."
توری گفت:
″یه جورایی این کارو کردی. فقط تد اون موقع فقط بیست و دو سالش بود و کنی مسئولیت این کارو به عهده گرفت.″
اِما گوشه های دهن بزرگش رو بهم فشرد که باعث برجسته شدن لب پایینش شد و ادامه داد:
″حضور تو باعث شده موقعیتی که خودش به اندازه ی کافی پیچیده بود دو برابر پیچیده بشه مگ. تو به وضوح از توجه اسپنس متنفری و ما اینو درک می کنیم.″
کایلا عینک آفتابی بِری بِری بدون قابش رو دوباره روی موهای بلوندش گذاشت و گفت:
″من درک نمی کنم. می دونی چقدر پولداره؟در ضمن موهای خیلی قشنگی هم داره.″
اِما ادامه داد:
″متاسفانه روش تو برای دلسرد کردن اسپنس شامل تد میشه که اگر سانی پیداش نشده بود ممکن بود قابل قبول باشه.″
بیردی تاپ قرمز گوجه ایشو که با یه دامن نخی پوشیده بود پایین کشید و گفت:
″کاملا مشخصه اسپنس دیونه ی دخترشه. تو ممکنه بتونی با رد کردنش از دستش راحت شی ولی نمی تونی با آویزون کردن خودت به کسی که دخترش داره عاشقش میشه این کارو بکنی.″
توری سرشو تکون داد و گفت:
″سانی هرچی بخواد به دست میاره.″
romangram.com | @romangram_com