#به_من_بگو_جذاب_پارت_211


توری با صدای ملایمی گفت:

"ای کاش دِکس هم می تونست مثل تو برقصه اسپنس."

اون طرف میز اِما نگران به نظر می رسید و مگ مطمئن بود سایه ی یه اخم رو روی صورت تد دیده.

خوشبختانه آهنگ اول ریتمش تند بود و اسپنس هیچ تلاشی برای شروع یه مکالمه نکرد. هرچند خیلی زود "کِنی چِسنی" شروع به خوندن " تمام چیزی که می خوام بدونم " کرد و اسپنس مگ رو کشوند طرف خودش. اسپنس برای ادکلنی که انتخاب کرده بود زیادی پیر بود و مگ حس کرد توی فروشگاه "اَبِر کِرامبی و فیچ" قرار داره.

"داری منو دیونه ی خودت می کنی خانوم مگ."

مگ با احتیاط گفت:

"من نمی خوام کسی رو دیونه کنم."

البته به جز تد بودین!

مگ از گوشه ی چشمش بیردی،کایلا و زوئی رو نشسته دور یکی از میزهای نزدیکِ بار دید. کایلا توی تاپ تنگِ یه طرفه ای که سینه هاشو قاب گرفته بود و دامنی کوتاه با طرح و رنگ های ساحلی که پاهای خوش تراشش رو به نمایش گذاشته بود جذاب به نظر می رسید. بیردی و زوئی لباسهای غیررسمی تری پوشیده بودن و هر سه با دقت مگ رو زیر نظر داشتن.

اسپنس دستش رو دور دست مگ حلقه کرد و روی سینه اش گذاشت و گفت:

" شلبی و توری در مورد تو و تد بهم گفتن."

زنگهای هشدار درونی مگ به صدا دراومدن، پرسید:

" دقیقا چی بهت گفتن؟"

" اینکه بالاخره به خودت اومدی و این حقیقت رو که تد مرد مناسبی برای تو نیست رو پذیرفتی، من واقعا بهت افتخار می کنم."

romangram.com | @romangram_com