#به_من_بگو_جذاب_پارت_123


توری گفت:

"بهم بگو اون مشکلات چی هستند؟ تد همه چیز تمومه."

نفس تندی از بین لبهای براقش خارج شد و اضافه کرد:

"اوه خدای من تدی...اون موضوع که نیست نه؟تو که گفتی ویاگرا(۲) کمکت کرده!"

بعد به سمت اسپنس خم شد،و با زمزمه ی ساختگی گفت:

"تد خیلی وقته داره شجاعانه با مشکلِ عدم نعوظ مبارزه می کنه!"

آبجو پرید توی گلوی اسکیت. کنی زد زیر خنده. دالی تکونی خورد و اسپنس اخم کرد. اسپنس مطمئن نبود توری داره حقیقت رو می گه یا شوخی می کنه و از اینکه حس کنه از موضوع بی خبره خوشش نمیومد. مگ برای اولین بار لحظه ای دلش براش سوخت،نه برای اسپنس، برای تد که مثل همیشه آروم به نظر می رسید،هر چند مطمئنا آروم نبود. مگ با حالت اغراق آمیزی چشمهاش رو تو کاسه چرخوند و گفت:

"توری داره شوخی می کنه اسپنس. واقعا،واقعا داره شوخی می کنه."

و بعد با احساسِ گناه ساختگی اضافه کرد:

"حداقل بر اساسِ چیزهایی که در مورد تد شنیدم!"

"خیلی خوب بسه."

تد جوری از روی صندلی بلند شد که نزدیک بود توری رو بندازه،مچش رو گرفت و گفت:

"بیا بریم برقصیم."

توری جواب داد:

romangram.com | @romangram_com