#باورم_شکست_پارت_395
توجه ای به یلدا ،یلدا گفتنش نکرد و تماس را قطع کرد.
- زیارت قبول.
- کاش شما هم بودید.
- من روسیاه چه به زیارت و پابوس آقا؟
- این حرفها چیه دایی؟
سرفه ای کرد و دستش را روی سینه اش کشید.
- دایی شما حالتون خوب نیست؟
- پدر جونت دیروز اینجا بود.
پس بالاخره آمده بود.
- این که چیز جدیدی نیست.
- یلدا تو به محمود خان چیزی گفتی؟
romangram.com | @romangram_com