#باورم_شکست_پارت_320

- پاشو بریم. شب در این مورد فکر کن. گمان می کنم لازم باشه.
نفسش را بیرون داد و کیفش را چنگ زد و دنبالش از کلاس بیرون رفت.

- یعنی میگی من مثل حشمتی هستم.
- من همچین حرفی نزدم.
- پس تأمل و تفکر چیه ،اون هم تو این وانفسای ازدواج امین؟
- اتفاقاً الان بهترین موقعیت بوجود آمده ست.
- یعنی چی؟
- کمی تفکر قبل از عمل باعث میشه ضریب خطا پایین بیاد.
آش اینقدر شور شده بود یعنی؟

- خوش به حال لیلی
- البته که خوش به حال لیلی وقتی خواهر شوهر خوبی مثل تو داره.
عرش همینجا بود دیگر. لبخندش که کش آمد. خودش را به یلدا چسباند و با هم دانشگاه بیرون رفتند.

romangram.com | @romangram_com