#باغ_پاییز_پارت_438
-اونو كه بايد با خودت به گور ببري.
-مرض ديونه خل و چل. من از دست تو ارامش زندگيم ريخته بهم. اونوقت تو داري غش ميكني از خنده! مثل اينكه با دكتر جونت خيلي بهت خوش گذشته!!!!
از محوطه بيمارستان خارج شدم و همونطور كه به سمت ايستگاه تاكسي ميرفتم گفتم:
-اره جات خالي...خيلي خوش گذشت.
-حالاچي كوفت كردي؟
-بيفستراگانف. ميخوري برات بگيرم؟
-بميري ان شالله.من از دست تو تا حالا داشتم غصه ميخوردم.
-خوب خانمي غصه نخور بگو احمد واست پسته بگيره.پسته بخوري به جاي غصه.
-واي پاييز ديونه ام كردي كاري نداري؟
romangram.com | @romangram_com