#باغ_پاییز_پارت_336
-حتماً . به احمد هم سلام برسون و جای من عید رو بهش تبریک بگو.
بنفشه دستم رو محکم تر از قبل فشرد و گفت:
-پاییز یادت نره خیلی مواظب خودت باش. به همه سلام برسون و در ضمن من دلم میخواد عید که می بینمت از این هم تپل تر شده باشی. حواست باشه تو باید خیلی مواظب خودت باشی.
با تعجب نگاهش میکردم که با لبخند مرموزی چشمکی زد و من بی اختیار خنده ام گرفت و در ادامه بازی او گفتم:
-حتماً. مطمئن باش خیلی مواظبم. خوب دیگه مزاحمت نمیشم. یادت نره سر سفره هفت سین برام دعا کنی.
خم شد و صورتم رو بوسید و بعد اهسته کنار گوشم زمزمه کرد:
-مواظب جیگر خاله باش.
او را از خودم جدا کردم و در حالی که میخواستم به سراعت از او دور شوم نیشگونی از لپش گرفتم و به همان اهستگی گفتم:
-حواسم هست بهش .
romangram.com | @romangram_com