#بچه_مثبت_پارت_250
براش نوشتم:
"تو که می دونی همه عمرمو اون جا گذاشتم و رفتم
تو که می دونی به جز آغوش تو جایی نداشتم و رفتم
نه نمی دونی، آخه همه غمامو به تو نگفتم
نه نمی دونی، آخه نخواستم از چشم تو بیفتم"
زنگ زد.
باید صداش رو می شنیدم، وگرنه دیوونه می شدم. می دونستم الان شوهر دارم و این کارم یه جورایی خیانته، اما دلم این حرفا حالیش نبود.
- متین؟
- ملیسا؟
- متین منو ببخش.
- چی شده عزیز دلم؟
- متین فراموشم کن.
فریاد زد. گوشی رو به جای این که از گوشم دور کنم بیشتر بهش چسبوندم.
- چی می گی تو؟
زمزمه کردم:
- کاشکی چشمامو می بستم، کاشکی عاشقت نبودم، اما هستم
کاش ندونی بی قرارم، کاش اصلا دوست نداشتم، اما دارم
کاش ندونی که دلم واسه چشمات پر می زنه
romangram.com | @romangram_com