#بچه_مثبت_پارت_215
- با این اوصاف هر دومون برنده شدیم، نه؟
بعدم با لبخند شیطونی گفت:
- کاش اعتراف نکرده بودم چقدر دوستت دارم، اون وقت تو جلوی همه بهم می گفتی دوستم داری و منم می گفتم خانم احمدی متاسفم!
با اخم نگاش کردم و گفتم:
- بی مزه!
متین جدی نگام کرد و گفت:
- خوشحالم که بهم گفتی، اما حتی اگه نمی گفتی هم من هیچ وقت به عشقی که تو چشمات موج می زنه شک نمی کردم.
دلم می خواست بپرم تو بغلش و محکم ماچش کنم. انگار خودش فهمید و از جاش بلند شد و گفت:
- آی آی، کارای مثبت هیجده نداشتیما!
- تو ... تو از کجا فهمیدی که ...
- از چشمات.
- چرا انقدر دوستت دارم؟
زمزمه کرد:
- نپرس چرا، نپرس چطور، نمی تونم واست بهونه بیارم؛ اما فقط بهت می گم دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم!
***
romangram.com | @romangram_com