#با_بهار_پارت_119
پرسید خوب چیکار میکردی ؟
گفتم : اگه بخوام درست و منطقی فکر کنم همون کاری رو می کردم که شما امروز می کنین . یعنی می رفتم .
گفت : بهار هیچ میدونی از طرز تفکر و منطقی بودنت خیلی لذت می برم ؟
گفتم سعی میکنم منطقی باشم نه تنها باشما در همه ی موارد زندگیم .
گفت : گمان می کنم اینا نتیجه ی کتاب هاییه که خوندی حالا بگو با این حساب من اجازه دارم که برم ؟
گفتم : اجازه ی شما دست من نیست ولی به نظر من بهترین کار اینکه این فرصت طلایی رو از دست ندین و برین و آینده تون رو بسازین .
گفت : آینده ی من در کنار تو ساخته میشه .
گفتم : الان برای این حرف کمی زوده نمی دونم یه سال یا دوسال دیگم همین عقیده رو دارین یا نه ولی ...
romangram.com | @romangram_com