#با_بهار_پارت_117

خودم هم نمیدانم که چطور شد که گفتم: پس شما چطور می خواین برین خارج ؟

لحظه ای سکوت حکمفرما شد سپس آه بلندی کشید و گفت : حالا حرفش رو نزن وقتی یادم می افته سرم داغ میشه خودمم موندم چی کار کنم .

پرسیدم تاریخ رفتنتون معلوم شده ؟

نفس عمیقی کشید و گفت : قرار بود هشت ماه دیگه برم ولی مثل اینکه یه کم جلو افتاده برنامه ها تغییر کرده یعنی قرار بودبرم انگلیس ولی مثل اینکه یه جابجایی انجام گرفته یعنی جای چند نفر با هم عوض شده از جمله من .

پرسیدم یعنی چی ؟

گفت : یعنی گروه ما میره آمریکا برای همین تاریخش جلو افتاده ولی اون گروهی که میره انگلیس همون هشت ماه دیگه میره .

گفتم : وقتی قراره برین دیگه چه فرقی می کنه دوماه یا هشت ماه دیگه ؟

نمیدانم در صدایم چه بود که گفت : بهار از من دلخوری ؟

romangram.com | @romangram_com