#آسانسور_پارت_348


حرصم گرفت

-چطور مربوط ميشه زنگ بزني و بري رو مخم..... ولي مربوط نميشه كه فقط به داييت بگي

بهزاد- چون مي دونم اگه بهش بگم ..بهم مي گه برو رسمي تر دعوتش كن...

كه شرمنده اون موقعه ديگه من حوصله ناز خريدن ندارم

بعد با بي قيدي

بهزاد- اصلا خانوم پرستار ...همون كلاستو بذارو حضوري بيا...بهتر



ديگه زيادي حرف زديم ...توام زيادي خوشحال شدي... كاري نداري ... قطع كنم ..؟

طوري كه صدام زياد بالا نره

- برو بمير

بهزاد با خنده –باشه ...من رفتم بميرم ..تو ام باي خانوم بد اخلاق ...بد سليقه

و تماسو قطع كرد

- ديوونه.... ديوونه

-چرا هر چي ديونه است گير من مي افته

اصلا معلوم نيست براي چي زنگ مي زنه

اون ديوونه گير مي ده چرا با ايني

اين يكي ديوونه گير مي ده چرا با اوني


romangram.com | @romangram_com