#آسانسور_پارت_199

با صداي مرواريد دست و پامو گم كردمو گوشي رو پرت كردم گوشه مبل ...





- چيه جغد شوم

مرواريد- حوله ام كجاست؟

-حوله ات؟

مرواريد- اره ..تو كه برش نداشتي

يه لحظه ياد صبح افتادم ...كه موقع رفتن زيادي رژ زده بودم

جعبه دستمال كاغذي هم ته كشيده بود ...و من مجبور شدم با گوشه حوله اش رژمو پاك كنمو از ترس مراوريد پرتش كنم زير تختش



- نه ..نه من نديدم...يعني براي چي بايد ديده باشم ...

- من نيازي به وسايل كهنه ات ندارم

مرواريد- كهنه چي دختر ..تازه ديروز خريده بودمش

ترسم بيشتر شد

-حالا چند گرفته بودي؟

مرواريد- منا

- جووووون دلم..

يه دفعه گوشيم زنگ خورد ...

romangram.com | @romangram_com