#آرامش_غربت_پارت_548

پاییز سال بعد برگردم...

دنیای ما اندازه ی هم نیست

می بو*سمت اما نمیمونم

تو دائم از آینده می پرسی

من حال فردامم نمی دونم

تو فکر یه آغوش محکم باش

آغوش این دیوونه محکم نیست

صدبار گفتم باز یادت رفت

دنیای ما اندازه ی هم نیست

دنیای ما اندازه ی هم نیست...

با بهت به آرمین خیره شدم اما اون نگاشو ازم دزدید...نمیدونستم باید چه حسی داشته باشم...من هنوز امیدوار بودم...قلبم تیر می کشید اما هنوز امیدوار بودم...

با صدایی ضعیف گفتم:

ـ حتی با همه ی اینا...؟ بازم؟


romangram.com | @romangram_com