#آرامش_غربت_پارت_368
ـ می کشمت شیوا...! اون قرصا رو از کجا آوردی؟
خنده ام گرفت ولی بازم انکار کردم:
ـ بابا چی میگی تو؟ به جای این حرفا بیا ظرفارو کمکم بشور!
راستش اون قرصا رو از دارو خونه خریدم و یه دونه اش ضرری نداره ولی به طور مداوم عوارض جانبی بدی به همراه داره! گفتم که بدونید! ههههه....
بیتا :
به ادامه خاطرات که نگاه کردم یکم خجالت کشیدم به خاطر همین با من و من گفتم:
ـ اممم...آرمین ...نظرت چیه که بقیه اش برای بعدا؟!
آرمین ـ نه همین الان بخونش دیگه....
شالمو رو سرم مرتب کردم و گفتم:
ـ امم...خسته شدم...!
آرمین ـ خب بده من میخونم!
با هول دفترخاطرات رو به سینه ام چسبوندم و گفتم:
ـ نـــــــه ، خودم می خونم!
romangram.com | @romangram_com