#آنالی
#آنالی_پارت_85
نه دیگه نیست منو یادش رفته
با امروز میشه یه چند هفته که رفته توی رابطه ی دیگه
در گوش همش هی دوست دارم میگه
باز منم تنها هیچ و پوچم
شب با گریه ها می خوابم صبح تو کوچم
پیاده به یاد لحظه های با تو بودن
کاش منم اهل گرفتن آتو بودم
تجربه کن همه آی دیگه رو
محاله کسی رو تو حساس باشه تنگ میشه دلت واسه همین تئنه هام
کسی تو رو از من بیشتر می خواست باشه
من میرم تو بمون هر چی بود بینمون فراموش کن
اصلا بعد من یه بند با مرد و زن حرف بزن بخند بلند به من
نبند اون جفت چشمات و روی من
بعد من کی تعصب داره رو تو
عوض نمی کنه با دنیا یه تار موتو
می جنگه با همه آدما واسه حفظ آبروت و
*اهنگ بعد من از اشوان*
**********
آروم لای پلکامو باز کردم که با تصویر شمیم مواجه شدم.. من کجا بودم؟ خواستم بلند شم اما خستگی زیادم مانع شد. شمیم روی دستم خوابیده بود، دستمو یکم تکون دادم که سریع بلند شدو گفت:
آنالی...
مغزم شروع به حلاجی کرد.. آیهان.. آرسن.. الشن.. آرتا و مهم تر از همه شایان.. ناخواسته دلم شدیدا برای شایان و محبتاش تنگ شد، پسر موکج من! من؟؟ پسوند مالکیت من.. شونه ای بالا انداختم خب برای من بود دیگه، نبود؟ کاش هیچ وقت، برای عمل بینی م پیش ارسن نمیرفتم!
تکون دادن های مکرر شمیم باعث شد که از فکر ارسن بیام بیرون و به شمیم نگاه کنم، شمیم با حرص گفت:
کجا رفتی یهویی؟؟
_هیچ جا من همینجام.
شمیم چشم غره توپی مهمونم کردو گفت:
مشخصه..
بلند شدو ادامه داد:
romangram.com | @romangraam