#آنالی
#آنالی_پارت_57
از این هجوم بی امان
ای جان ای جان با من بمان
حیران شدم به سوی تو
برهنه پا دوان دوان
ای جان ای جان با من بمان
ای جان ای جان با من بمان
* اهنگ زیبای راحت مرو از البوم چه حال خوبیه اثری از سامان جلیلی*
رفتیم بستنی خوردیم، من وانیلی و اون توت فرنگی... شایان یهو رو کرد سمتم و گفت:
به نظرت کی بیام خاستگاری؟
تنم با این جملش لرزید.. با کمی لکنت گفتم:
امممن، یه.. ماه د.. یگه.. خوبه؟ یا.. د.. و.. سه .. م.. اه دیگه!
شایان خندیدو گفت:
چقدر هولی؟! به نظرت دیر نیست؟
حس کردم بغض گلوم رو تسخیر کرد... اروم گفتم:
نه، باید همو بشناسیم.. مگه نه؟!
اشکان سری تکون دادو گفت:
اره خب.. خانم امیری.
حالم از این جملش بهم خورد و حس حالت تهوع بهم دست داد ، اصلا حالم خوب نبود، بنظر نمیومد حرفای شایان الکی باشه.. واقعا بنظر نمیومد نقشه ای داشته باشه.. یعنی من اشتباه کرده بودم، اگه واقعا از من خوشش اومده باشه.. رو بهش گفتم:
منو برسون خونه..
شایان:باشه، حالا چرا؟
_ امروز بریم یا فردا؟
شایان:کجا؟
_ شمال دیگه!
شایان:امروز..
سری تکون دادمو گفتم:
اهان باشه پس خبر بده.
شایان:چرا خبر؟ میری خونتون وسایلتو جمع میکنی میریم.
romangram.com | @romangraam