#آن_نیمه_دیگر_پارت_87

سايه پوزخندي زد و گفت:

مدرکش و رو کن!

اين بار من بودم که داشتم پوزخند مي زدم. سر تکون دادم و گفتم:

مدرکم دارم... نگران نباش!

سايه ابرو بالا انداخت و گفت:

جدا؟

قلبم محکم توي سينه مي تپيد... هم از ترس و هم از عصبانيت مي لرزيدم. اون قدرها هم کم عقل نبودم که صاف بيام در مورد رضا و رادمان جلوي سايه حرف بزنم... مي دونستم نبايد بفهمه بابام چي کاره ست. براي همين زبون به جيگر گرفتم و روم و برگردوندم.

سايه با زيرکي به صورتم نگاه کرد و گفت:

خب! پس مدرکت چيه؟ بلوف زدي يا نمي خواي براي من روش کني؟

زيرلب ناسزايي بهش گفتم... تو دلم گفتم:

خدايا کمکم کن! چي کار کنم؟

قلبم توي دهنم بود... لرزش دستام از وقتي که ماجراي رادمان و شنيده بودم حتي براي يه ثانيه هم قطع نشده بود... سعي کردم مغزم و به کار بگيرم. همه ي احتمالات و پيش خودم بررسي کردم. چند لحظه به کارهايي که کرده بودم فکر کردم. ماشين و کيف و موبايلم و توي صحنه ي جرم جا گذاشته بودم! حداقل خوبيش به اين بود که دست سايه به موبايلم نمي رسيد. اصلا دوست نداشتم آخرين تماسم... که تماس با بابا بود... رو چک کنه. اگه مي فهميد بابام کيه کارم تموم بود!

سعي کردم همه ي حرفايي که بابا در مورد باندهاي مختلف و خلافکارها بهم زده بود و به ياد بيارم... ولي هرچي توي ذهنم بيشتر مي گشتم کمتر موفق مي شدم. انگار همه ي اين اطلاعات از ذهنم پر کشيده بود... مغزم فقط به يه چيز فرمان مي داد... به نافرماني!

رو به سايه کردم و گفتم:

يا مي ذاري برم يا از بردنم پشيمون مي شي.

سايه با تعجب گفت:

جدا؟ هنوزم مي خواي سمج بازي در بياري؟ ببين! فقط ماييم که مي تونيم ازت محافظت کنيم. مي فهمي؟ تو آدم کشتي! خيلي شانس بياري براي ده سال مي افتي زندان... ما مي تونيم ازت محافظت کنيم. برات هويت جعلي درست مي کنيم.... نمي ذاريم دست پليس بهت برسه. در ازاش بايد باهامون هم کاري کني.

هر بار که مي گفت تو آدم کشتي چشمه ي اشکم از نو مي جوشيد... اي کاش ديگه تکرارش نمي کرد... دوباره داشتم به گريه مي افتادم... گفتم:

آخه شماها چي کاره ايد؟

سايه که کم کم داشت بداخلاق مي شد گفت:

چه قدر حرف مي زني! مي ريم اونجا خودت مي فهمي ديگه!

ماشين و وارد يه کوچه ي خلوت کرد. چشمم به يه مرد چهارشونه و قد بلند افتاد که وسط کوچه ايستاده بود. سايه ماشين و کنار مرد نگه داشت. مرد سوار شد و پشتم نشست. سايه دوباره به راه افتاد. مرد پرسيد:

romangram.com | @romangram_com