#آن_نیمه_دیگر_پارت_161

با عصبانيت گفتم:

از کي تا حالا تحمل کردن تو شده لطف؟

دانيال عصباني شد و صداش و بالا برد:

بالاخره خودم يه روز اون زبونت و قيچي مي کنم... لياقت تو همون خورده کاري هاست. ترجيح مي دي با من بياي مهموني يا راننده ي شخصي رحيم باشي ؟

خب مسلما بودن با اونو ترجيح مي دادم ولي لزومي نمي ديدم که جلوش به اين قضيه اعتراف کنم. دانيال از جاش بلند شد و گفت:

اعصابم و بهم مي ريزي...

يه قدم به سمتم برداشت و گفت:

اين ماموريت يه خورده مقدمه چيني لازم داره... براي مقدمه چينيش هم تو بايد کنارم باشي... اگه يه بار... فقط يه بار شاهد سرپيچي کردنت باشم همه ي حمايتم و ازت مي گيرم. حيف که رادمان و اين چند روز نديدي که ببيني چطور حساب کار دستش اومده!

قلبم توي سينه فرو ريخت... پسره ي بدبخت... دانيال به طرف در رفت و گفت:

براي پس فردا آماده شو.

قبل از اين که روشو ازم برگردونه بهش پشت کردم و از پله ها بالا رفتم. صداي بهم کوبيده شدن در و شنيدم. بالاي پله بارمان و ديدم که به ديوار تکيه داده بود و دست به سينه زده بود. همون لبخند پر از شيطنتش هم روي لبش بود. نگاه عجيبي بهم کرد... دوباره چشماش شيطون شده بود... دوباره مي خواست با چشماش من و به چه کاري وسوسه کنه؟

دست پيش گرفتم و گفتم:

اصلا فکرش و نکن که اين کار و براي دانيال بکنم!

سر تکون داد. نچ نچي کرد و گفت:

بي سياستي! اين جور پيش بري نه آزاد مي شي... نه نجات پيدا مي کني و نه مي توني دست اين آدما رو رو کني...

تکيه ش و از ديوار برداشت. به سمتم اومد... بازوهام و گرفت و صورتش و نزديک کرد. چشماش دوباره يه برق عجيبي پيدا کرده بود. لبخند شيطنت آميزي زد و گفت:

يه کم مثل من شيطون صفت باش... وقتي جاي مانور دادن نداري سکوت کن... وقتي موقعيت مناسب براي ضربه زدن نداري اطاعت کن... بعد توي يه فرصت مناسب... درست زماني که هيچ کس انتظارش و نداره ضربه اي بزن که ديگه طرف مقابلت نتونه بلند شه...

چپ چپ نگاهش کردم و گفتم:

جريان همون عدد صد و بيسته که بايد يه عدد و کلي پيش خودم تجزيه تحليل مي کردم؟

دستش و صميمانه به صورتم کشيد... خنديد و گفت:

نترس! استاد اينجا وايستاده تا مسئله رو برات حل کنه.

و خدا مي دونست که چه قدر به اين استاد شيطون صفت... با اون لبخند وسوسه کننده... با اون چشم هاي براق پر از شيطنت... احتياج داشتم... خدا مي دونست چه قدر ازش خوشم مي ياد...

romangram.com | @romangram_com