#صد_و_هشتاد_درجه_پارت_364


-متفاوت تر و قشنگ تر از هر کس دیگه ای.

گلسا با شونه های آویزون و اخم، برای اینکه توی صدای بلند آهنگ، صداش به رهی برسه داد زد:

-رهـــی!!!

رهی خندید ... زیرلب گفت:

-جانم ...

گلسا نشنید. بلندتر گفت:

-رهــی!! منو مسخره نکن!

-این یعنی با من نمی رقصی؟

گلسا با تردید گفت:

-اگه ... مادربزرگت ... یا بابات ... یا هر شخص دیگه ای از فامیل تون که منو نمی شناسه فکر کنه من چه نسبتی باهات دارم؟

رهی شونه ای بالا انداخت:

-مهم نیست اونا چی فکر می کنن.

همین مهم بود که می خواست این لحظه رو توی ذهنش ثبت کنه. اینکه توی کوچکترین فاصله، با بزرگترین عشق بود ... !

-تو می شی مال خودم

من به داشتنت می نازم

تو همونی که هنوز

نگرانم که یه روز شب من بی تو سحر شه

تو که عشقی ... نفسی ... کاش به دادم برسی تا که این فاصله سر شه!

بی قراره دلم ...

آروم نداره دلم!

نمی دونه تازه این اول کاره دلم!


romangram.com | @romangram_com