#صد_و_هشتاد_درجه_پارت_319

-یه ساختمون نوسازه. کلا سه طبقه ست طبقه ست. با شیش تا واحد. هر طبقه دوتا. دوتا واحد طبقه اول فقط فروش نرفته...بقیه شون رو رد کردن...فکر کنم پیرزن پیرمردن و مزاحمتی ندارن...اصلا همیشه توی خونه ان و زمین گیرن. شاید همونی باشه که شما بخواین... واحدهاش هم خیلی بزرگ نیست. متوسطه.

رهی که گوشاش روی قسمت دو واحدی قفل شده بود گفت:

-دو واحد؟ نوساز؟ هردوش هم برای اجاره ست؟؟

-بله بله! جای خیلی خوبی هم هست. قیمتش هم...فکر کنم با چونه بتونین به جایی که می خواین برسونین.

رهی بلند شد و گفت:

-می شه ببینیم اش؟

-بله چرا نشه آقای رهنما...بفرمائید...راستی شما فقط یه واحدشو می خواین دیگه...؟

-نخیر! هردو رو!

فرهمند با چشمای گرد گفت:

-ولی با پول شما نمی شه هر...

-یه نفر دیگه هم هست. خب؟

-آهان. بله.

مکثی کرد و بعد محتاطانه گفت:

-جسارتا ... اون یکی طرف مون که قراره اون خونه رو براشون ببینین، کی هستن؟

رهی قبل از جواب درنگی کرد. بعد گفت:

-یه ... دخترخانومه.

-دختر؟! تنها؟؟ آقای رهنما یه موقع ...

-مزاحمتی ایجاد نمی شه. اگه احیانا قرار بر اجاره شد ... یا خریدن ...

زیرلب گفت:

-نمی ذارم تنها بیاد اونجا. حالا هرچی ...

تند گفت:

-اول بریم ببینیم این جایی رو که می گین.

romangram.com | @romangram_com